خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست (2)

خرید بک لینک
خب معلومه که نه من و نه سعید هنوز به ازدواج دلارامم فکر نکرده ایم. از نظر ما هنوز خیلی زوده که بخواد به ازدواج فکر کنه. حتی اگه نظر شخصی منو بخواد من بهش پیشنهاد می کنم اول جوونی کنه و بعدش برای ازدواج دیر نمیشه. از طرفی از عید به این ور دیده بودم که به بهانه های مختلف پسر این خانم را زیاد اتفاقی می بینیم و تو هر جمع و یا جایی هستیم به بهانه ای به ما ملحق میشه. منم به هر حال این دورانو گذروندم و می فهمیدم که به دلارام علاقمند شده ولی نمی دونستم مسئله اینقدر جدیه که بخواد برای خواستگاری اقدام کنه. راستش من از این دانیال خیلی خوشم نمیاد. پسری هست که تو سن خودش زندگی نمی کنه. همش دوست داره شو آف کنه و چند سال بزرگتر از خودش باشه. چه جوری بگم یه کم عقده نشون دادن خودشو داره. ولی مسئله اینه که در مقابل دلارام نظر من مهم نباید باشه. من باید اگه مادر خوبیم ، کاملا بی طرفانه روش برخورد با چنین اتفاقاتی را بهش بگم . اینکه من دانیالو دوست ندارم دلیلی بر این نیست که به دلارام یاد ندم که باید با ارتباط گرفتن و گفتگو آدما را بشناسه.

شب داستانو برای سعید تعریف کردم . دلارامو به یک چای دعوت کردم و سه نفری نشستیم به صحبت کردن هر چند رامبد وسطش شونصد بار سوال می پرسید. بهش گفتم تو جامعه ما دختر و پسر از بچگی از هم جدا میشن. تو مدرسه و دبیرستان نمی تونن کنار هم درس بخونن و جنس مخالفو بشناسن. به همین دلیله که من و بابات بعد از دبیرستان از تو خواستیم که با دوستان و همکلاسای پسرت بیشتر ارتباط بگیری ، پروژه مشترک کار کنین ، به گردش و اردو برین تا بتونی نسبت به جنس مخالفت شناخت بیشتری پیدا کنی. بفهمی اونا به چه چیزایی اهمیت میدن و چه چیزایی براشون مهم نیست. الان هم درسته که تو به شهاب به عنوان کسی که خیلی دوستش داری تعهد اخلاقی داری ولی نباید فرصت آشنایی با یه اخلاق مورد علاقه تو از دست بدی. تو همیشه از شهاب ایراد می گرفتی که چرا اینقدر سرد و غیر رمانتیکه و حالا دانیالو خیلی گرم و رمانتیک برآورد می کنی. اتفاقا الان ازت می خوایم که چند باری باهاش حرف بزنی و بیرون بری. می خوام بفهمی آیا کسی که رمانتیکه قراره همه اون چیزایی را که تو می خوای داشته باشه ؟ شهاب برای تو و خانواده ما یک استاندارد ساخته. پسری که بسیار با اخلاق و مهربون و باادب و نجیبه. ولی بلد نیست احساسات خودشو به تو نشون بده. حالا با شناخت دانیال می تونی با مقایسه با شهاب بفهمی دقیقا چی می خوای. من و بابات با اینکه از دانیال خوشمون نمیاد ولی باید بی طرفانه بهت مشورت بدیم و موافقیم که با دانیال حرف بزنی. ولی یک مسئله مهم اینه که باید حتما به شهاب بگی. باید چون در رابطه با شهاب هستی و به قول خودت بهش تعهد داری بهش اطلاع بدی که داری با دانیال آشنا میشی و ما هم اطلاع داریم.

جمله آخرو که گفتم دلارام که داشت کم کم آروم میشد یهو مثل فنر از جا در رفت. من به شهاب بگم ؟ دل شهابو بشکنم ؟ آبرومو ببرم ؟ اگه دانیال خوب نبود با چه رویی به شهاب برگردم ؟ . . . گفتم آهان. حالا دیدی هر چیزی هزینه ای داره. برای آشنایی با یه آدم دیگه از نظر اخلاقی باید به شهاب اطلاع بدی و باید ببینی آیا این آدم ارزش اینو داره که به قول خودت شهابو ناراحت کنی ؟ ضمن اینکه اگه تو به شهاب نگی من بهش میگم. چون من اعتقاد دارم تا زمانیکه در یک رابطه تعهد آور هستیم باید با هم روراست باشیم .

دخترم گفت پس بذار فکرامو بکنم. در حالیکه باز هم چشماش اشکی بود رفت به اتاقش که تو تنهاییش زن بودن و بزرگ شدنو تمرین کنه. منم حالم بهتر از اون نبود. درکش می کردم با همه وجود ولی باید اماده اش کنیم برای زندگی واقعی. باید یاد بگیره هر چیزی هزینه ای داره و ورود به هر تعهدی قوانین خودشو داره. از طرفی تعامل با آدمها گاهی درگیری احساسی و عاطفی عمیقی داره که به راحتی نمیشه حلشون کرد.

ادامه دارد . . .

نوشته شده توسط زن کویر در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ |
زن کویر...

ما را در سایت زن کویر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:00

صفحه بندی