شرکت ما برای افراد سیگاری این امکان را روی پشت بوم همه ساختموناش ایجاد کرده که با گذاشتن چند تا گلدون و یه سقف پلاستیکی ، می تونیم بریم زیر سایه و در جوار گلدونا سیگارمونو بکشیم. هر بار که در طول روز میرم بالا پشت بوم تعدادی از همکاران (آقا) از طبقات مختلف هستن و ضمن کشیدن سیگار از هر دری حرفی می زنیم. حالا دیگه مطمئنم که توی صورت من چیزیه که هر مردی بعد از یکی دو جلسه ، شروع می کنه به درددل کردن و کل زندگیشو برام می ریزه رو دایره. از گفتن شیطونی ها و دختر بازیا و حتی کارهای خاک بر سریشون هم ابایی ندارن. اینطور که من فهمیدم 90 در صد آقایون تو س-ک-س با خانماشون مشکل دارن و به جاش یه رابطه پنهانی دارن و در توجیهش هم میگن که اون چیزایی که ما می خوایم زنمون نداره و مجبوریم از بیرون از خونه بدست بیاریم. من که باور نمی کنم. هر بار هم که ازشون می پرسم این نیازها و درخواست هاتونو به زنتون گفتین ؟ اصلا باهاش گفتگو می کنین ؟ در جوابم میگن نه بابا مگه میشه با زنها حرف زد ؟ حرف اول و دوم گریه می کنن و قهر می کنن. راستش از این حجم بیگانگی زن و شوهرها ناراحت میشم. چرا زن و شوهرا نمی تونن حرف بزنن ؟ چرا مردا اینقدر تنبل هستن که برای نگه داشتن خونه در آرامش مصنوعی حرفی در مورد خواسته هاشون نمی زنن و در بیرون خونه بدنبال ایده آلهاشون هستن؟ همین اتفاق این روزا در مورد زنهای متاهل هم کم کم داره میفته. یعنی داشتن دوست پسر بین زنها هم کم کم داره عادی میشه.
حالا اصلا به من چه ؟ من که مصلح اجتماعی نیستم. من فقط تو کار خودم موندم که چرا هر مردی به من میرسه سر درد دلش باز میشه. داشتم به سعید می گفتم که تو صورت من چی می بینی ؟ چرا هر مردی که با من سلام علیک می کنه سریع میره سر درددل کردن و حتی در مورد چگونگی سکصش هم حرف می زنه؟ گفت تو ویژگی که داری اینه که با آرامش به حرف آدم گوش میدی. گوش شنوا داری ، عصبانی نمیشی و قضاوت نمی کنی. فقط اجازه میدی طرف مقابلت حرف بزنه. و این ویژگی برای کسی که درددل داره خیلی خوبه.
هیچی دیگه چند روز پیش یکی تو تلگرام بهم پیام داد که من رضا ب هستم و تو دوران لیسانس هم ترمت بودم و رشته معدن درس می خوندم و شماره تو گیر آوردم و خوبی و چه خبر و چیکار می کنی ؟ عکس تلگرامش را که دیدم با وجود گذشت ربع قرن شناختمش. هر چند معدنی ها دختر نداشتن و من فقط با اونا استاتیک را گذروندم ولی از روی قیافه شناختم. یه احوالپرسی کردیم و فهمیدم اونم دکتراشو گرفته و تو بخش اکتشاف نفت سِمت خوبی داره و دو تا بچه و . . . حالا چند روزیه که بدبخت شدم حسابی. اولش زرت و زرت مطالب کپی و فورواردی برام می فرستاد. زنگ زدم بهش و ازش خواهش کردم اینکارو نکنه و گرنه بلاکش می کنم. بعدش شروع کرد به درد دل کردن که بعله من ازدواج اجباری داشتم و زنمو نمی خواستم و با زنم اختلاف نظر داریم و بچه هامو لوس بار آورده و . . . منم فقط پیاماشو می خوندم و گاهی هم به سعید نشون میدادم و شده بود مایه سرگرمی ما. تا اینکه شروع کرد به سوال پرسیدن که تو و سعیدتو سکص مشکلی ندارین و من یک ساله که نمی تونم و ناتوان شدم و زنم ناراحته و . . . دیدم آخه با این موجود احمق چیکار کنم. به سعید گفتم ببین این یارو اصلا 20ساله منو ندیده که بفهمه من گوش شنوا دارم و درددل گوش دادنم ملسه . حالا زده به صحرای کربلا و داره مو به مو در مورد اتاق خوابش توضیح میده. سعید گفت والا چی بگم. اگه ناراحت میشی بلاکش کن. ولی به نظر من ولش کن. بذار حرفاشو بزنه. شاید خیلی تنهاست.
هیچی دیگه الان دو شبانه روزه تلگرام من پر شده از درددلهای مثبت 18 این آقا رضا و جالبه که با اینکه فقط می خونم و بهش جواب نمیدم انگاری منتظر جواب نیست و فقط زرت و زرت می نویسه. آقایون و خانمها بنده همینجا آمادگی خودمو برای گوش کردن و نه پاسخ دادن به درد دلهای شما اعلام می کنم:)))
زن نوشت : دیشب سعید تازه یادش اومد که با توجه به اینکه امروز صبح باید می رفت اهواز و جلسه مهمی با کرفرما داشت ، سلمونی نرفته و موهای نامرتبی داره. گفتم بیا خودتو بسپار به دستان هنرمند من. اولش می ترسید ولی بعدش راضیش کردم. رفتیم تو حموم و وقتی روی چهارپایه نشست و قیچی و شونه دستم گرفتم تازه خودم هول کردم. آخه موهای لختی داره و منم تا حالا اینکارو نکرده بودم. دلو زدم به دریا و حسابی موهاشو کوتاه کردم. باور کنین اونقدر خوب شد که گفت دیگه سلمونی نمیرم. بعله یه همچین زن هنرمندی هستم من :))
وبلاگ نوشت : چند تا وبلاگ پیدا کردم که خانمهای درد کشیده ای توش می نویسن. زنهایی که هنوز تو این عصر جدید کتک می خورن و تحقیر میشن و به سبب عدم حمایت خانواده راه برگشت ندارن. تمام پنجشنبه و جمعه را کل آرشیوشونو خوندم و غصه خوردم. باورم نمیشد این حجم وحشی گری شوهراشونو. اگر چه اختلاف بین زن و شوهر یک طرفه نیست ولی کتک ؟ فحش ناموسی ؟ !!! واقعا ناراحت کننده هست. و این زنها چه قلمهایی دارن. واقعا توانا می نویسن.
ممنون نوشت : نازلی جون ممنون از راهکارت با عوض کردن مرور گرم تونستم تو بلاگ اسکای کامنت بذارم
معرفی نوشت : یه وبلاگ هست که مال یه خانمه که با موافقت خودش ، شوهرش زن دوم گرفته ولی این خانم حالا که با واقعیت روبرو شده خیلی اذیت میشه. لطفا برین بخونیدش و بهش انرژی مثبت بدین.

نوشته شده توسط زن کویر در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶
|
زن کویر...
ما را در سایت زن کویر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 217
تاريخ: شنبه
7 مرداد
1396 ساعت: 17:26