حدودا ۱۵ سال پیش به استخدام شرکتی دولتی در اومدم که زیر مجموعه یکی از بانکهای بزرگ بود. تلاش بی وفقه و سواد و پشتکارم باعث شد که با وجود زیر آب زنی ها و زن بودنم بشم یکی از معاونین اون شرکت. بعد از چند سال اون شرکت را بانک به یکی از زیر مجموعه های سپاه فروخت. اعضای هیئت مدیره که عوض شد ، جو شرکت هم عوض شد. زیادی مذهبی و به دور از تخصص. تو هر جلسه ای که می رفتم کلی یادداشت زیر میزی می گرفتم که حجابمو رعایت کنم. در حالیکه مقنعه سرم بود و مثلا چتری هام پیدا بود. من تو محیط کار خیلی راحتم. رفتارم مثل آقایون و آزاده. هیچ محدودیتی به عنوان زن برای خودم قائل نیستم. خلاصه حقوق و مزایا و سمت خوبی داشتم. کم کم دیدم اصلا اهل خودسانسوری و نقاب نیستم. چشم از حقوق و سمت بر داشتم و استعفا دادم. بلافاصله تو مجموعه دولتی دیگه ای به عنوان معاون طرح و برنامه استخدام شدم. باز هم همون حقوق و مزایا را داشتم و کم کم داشتم عادت می کردم که دوباره بعد از چند سال ستاد رهبری اون شرکتو خرید. روز از نو و روزی از نو. دیدم نمی تونم فیلم بازی کنم و چیزی که نیستم را ارائه بدم. از اون شرکت جدا شدم و تو یه شرکت پیمانکاری نفت و گاز خصوصی با حقوقی تقریبا نصف حقوق قبلیم استخدام شدم. می خوام بگم آدم برای اینکه خودش باشه و نقاب نزنه تو این جامعه باید هزینه کنه. من از اونایی هستم که ترجیح میدم هزینه بدم ولی خودم باشم.
بحث این روزای مربوط به آزاده نامداری خیلی داغه. من اصلا برام اهمیتی نداره که حجاب داشته یا نداشته. ولی کسی که از راه چادرش نون می خورده و چادر را حجاب برتر اعلام می کرده باید بهش اعتقاد داشته باشه. این حجم از ریا و دروغ برای سلبریتی که جلوی دوربین صدا و سیما حجاب را تبلیغ می کنه حال بهم زنه. مخصوصا اون فیلمی که بعد از لو رفتن عکساش منتشر کرد و اعلام کرد که با محارمش بوده آخر دروغ و توهین به شعور مردم بود. هر چند سیستم باعث رشد این ریاکاری و دروغ میشه ولی خود آدم باید تکلیفشو با خودش روشن کنه. یا به چیزی اعتقاد داره و یا نداره. شتر سواری دولا دولا نمیشه.
کم نیستن چادریهایی که بهش اعتقاد دارن و مورد احترام من هستن و کم نیستن بی حجابایی که سلامت روح و روانشون به حجاب خیلی ها مزیت داره. اون حجم نفرتی که من از ریا و دروغ و دغل کاری آدم های به ظاهر مذهبی دیدم اونقدر زیاده که کینه و نفرتم را هرگز ازشون پاک نمی کنه. ۱۲ ساله بودم که معلم پرورشیمون برای مسابقه ترتیل( طرطیل؟) قران منو نپذیرفت و گفت تو لیاقت نداری چون موهات همیشه زیر مقنعه پیداست. هرگز فراموش نمی کنم.
تمام بحثهایی که در مورد نامداری این روزها میشه نشان از عقده چندین ساله ای هست که سرباز کرده. عقده ای که نشات گرفته از عدم تساوی حقوق آدماییه که حق انتخاب پوشش را ندارن و دائما توسط مذهبیون نمادی سرکوب شدن. اگه حق ما با هم برابر بود و انتخابمون آزاد بود اینقدر نفرت و کینه وجود نداشت
زن کویر نوشت: با توجه به اتفاقاتی که برای دو تا دختر بچه نازنین افتاده تو رو خدا مراقب بچه هاتون باشین. چشم ازشون بر ندارین. اتفاق ممکنه برای هر کدوممون بیفته
مولانا نوشت:جسم ها چون کوزه های بسته سر
تا در آن کوزه چه باشد آن نگر
گر به مظروفش نظر داری شَهی
ور به ظرفش عاشقی تو گمرهی
سوال نوشت: دوستانی که تو بلاگ اسکای می نویسین مخصوصا نازلی جان من همچنان نمی تونم براتون کامنت بزارم خب چرا؟

نوشته شده توسط زن کویر در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶
|
زن کویر...
ما را در سایت زن کویر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 204
تاريخ: جمعه
6 مرداد
1396 ساعت: 6:09