چون نباشد عشق دل آید چکار

خرید بک لینک

گفته بودم که دپارتمان کاریم و مسئولیتم تو شرکت عوض شد. چهارشنبه گذشته طی جلسه ای من به عنوان مدیر منابع انسانی شرکت معارفه شدم و به همه معرفی شدم. راستش تابحال تنها چیزی که نبودم مدیر منابع انسانی بود. ولی مدیریت شرکت تصمیم گرفتن با توجه به سابقه مدیریتی زیاد من و نوع تحصیلاتم به درد این دپارتمان می خورم. نمی خوام در مورد پست و مقام و این جفنگیات حرف بزنم. می خوام احساسمو از اون جلسه بنویسم. مدیر قبلی منابع انسانی بعد از 18 سال برکنار شد و من به جاش معرفی شدم. در لحظه معارفه نگام روی صورت مدیر قبلی بود. چهره به ظاهر آرومش پر از ناراحتی و عصبانیت بود. سرشو پایین انداخته بود و با انگشتاش بازی می کرد. بقیه افراد منابع انسانی هم هر کدومشون حداقل 15 سال سابقه دارن خصمانه بهم نگاه می کردن. معلومه که منو نپذیرفتن. از دید اونا من یه تازه وارد بدون سابقه در منابع انسانی هستم. کار من خیلی سخت تر میشه که مدیر قبلی به عنوان کارشناس باید زیر دست من کار کنه. بهشون حق میدادم. حق داشتن منو نخوان و نپذیرن. حق داشتن عصبانی باشن. ولی از دید مدیریت شرکت هم ، وقتی بعد از حدود 20 سال منابع انسانی ، مدیریتش ، پرسنلش به اهداف و استراتژی های تعریف شده مدیریت نزدیک نشدن ، مدیریت حق داره که کلا همه چی را عوض کنه. به هر حال شرکت خصوصیه و با بیش از 40 سال سابقه ، می دونه چه به نفعشه. خلاصه چهارشنبه بعد از جلسه به جای اینکه خوشحال باشم همش داشتم به احساس تک تک اونا فکر می کردم و سعی می کردم بهشون حق بدم تا خیلی هم در شروع عملکردم خودخواهانه عمل نکنم.

امروز که به سر کار اومدم ، ترکش ها شروع شد. دو نفر از پرسنل منابع انسانی استعفا دادن. بقیه هم با کم محلی و بی تفاوتی شروع به کار کردن. و تازه فهمیدم که کار من سخت تر از اون چیزیه که فکر می کردم. قراره کم کم کارها به من منتقل بشه. پس از این نظر خوبه که یه دفعه کارها روی سرم تلمبار نمیشه. حالا نشستم تو اتاقم و دارم فکر می کنم چه رفتاری می تونه بهترین نوع رفتار در این روزای پر اصطکاک باشه. نه میشه خیلی مامانی و گوگولی بود که همه سوارت بشن و نه میشه خیلی جدی و بدعنق بود. الان یک مدیریت بحران استراتژی مطلبه . آخ که چقدر مدیریت استراتژی و مدیریت بحران تو دانشگاه پاس کردم. حالا مگه یه کلمه اش به دردم می خوره ؟ برم دو نخ سیگار بکشم شاید فکرم باز بشه .

اطلاع نوشت : دوستانی که در بلاگ اسکای ساکن هستن چرا نمیشه براتون کامنت گذاشت ؟

سوال نوشت : چه جوری می فهمین هر کی با جستجوی چه کلمه ای به وبلاگتون رسیده ؟ !!

نوشته شده توسط زن کویر در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ |
زن کویر...

ما را در سایت زن کویر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 6:53

صفحه بندی