تا حالا توجه کردین کسی که برای اولین بار شلوار جین (لی) را اختراع کرده چه کمک بزرگی به جامعه بشریت کرده؟ والا من اختراعی به این خوبی در زمینه پوشاک ندیدم. کلا یه دونه شلوار جین به هر رنگی داشته باشی ، برای هر مراسمی آماده ای. می خوای بری سر کوچه نون بخری یه شلوار جین با هر لباسی می پوشی ، می خوای بری سر کار همون شلوار جینو با مانتو یا پیرهن و یا تی شرت می پوشی ، می خوای بری مهمونی همون شلوارو با یه بلیز یا شومیز یا کت تک سِت می کنی. به هر رنگی میاد ، با هر کفشی می تونی بپوشی ، با کتونی ، کفش اسپرت ، کفش پاشنه بلند ، دمپایی . . . خلاصه این اختراع نوع بشر کمک شایانی در زندگی ما آدما بوده و هست و خواهد بود. به جز پاچه اش که هر چند سال یکبار از گشاد به تنگ و از کوتاه به بلند تغییر می کنه ، هیچ وقت هم دِمُده و قدیمی نمیشه. به اتو احتیاج نداره و هر چی هم کهنه تر میشه قشنگ تر میشه.
یادمه یه زمانی پوشیدن شلوار جین خیلی عمل شنیعی بود. تو دانشگاه کمتر شلوار جین می پوشیدن و تو شهر ما که اصلا شلوار جین معادل این بود که با شورت بری تو خیابون. من همیشه دلم یه شلوار جین می خواست ولی جرات نمی کردم به مامان بگم. آخه مامان چون خودش مدیر دبیرستان بود و مجبور بود سخت گیری هایی در حق دخترا بکنه ، همیشه به من سخت تر می گرفت که به قول خودش بقیه نگن چرا دخترشو ول کرده. خلاصه مامان و بابا جانم یه عمویی دارن (اونا دختر عمو و پسر عمو هستن ) که خیلی دوسش دارن و اون عمو از کرمان اومده بود یزد برای قبولی من تو کنکور. ازم پرسید جایزه چی می خوای و منم دلمو زدم به دریا و گفتم شلوار جین. مطمئن بودم وقتی عموی عزیز مامان برام شلوار جین بخره ، مجوز پوشیدنش را می تونم بگیرم. هیچی دیگه عصری با هم رفتیم پاساژ کویتی های یزد و بعد از کلی گشتن شلوار جینی به سایز منِ لاغر ریقوی 40 کیلویی پیدا نکردیم. اون موقع سال 70 اونم تو بازار یزد تعداد بوتیک هایی که شلوار جین داشتن شاید به تعداد انگشتای دست بود. منم که دیدم سرم بی کلاه می مونه ، نه ببخشید باسنم بی شلوار می مونه ، یه شلوار جین با چند سایز بزرگترو برداشتم و گفتم همین خوبه. باورتون نمیشه که وقتی که داشتیم به خونه بر می گشتیم اونقدر خوشحال بودم که هیچ وقت اون شادی را فراموش نمی کنم. دادیم کمر اون شلوارو تنگ کردن و قدشو کوتاه کردن و من سالهای سال اونو پوشیدم و کیف کردم. از همون وقت شلوار جین شد عضو اصلی کمد لباسای من. میرم کفش بخرم ، یه شلوار جین هم می خرم . میرم لباس بخرم یه شلوار جین هم می خرم. میرم سبزی خوردن بخرم یه شلوار جین هم می خرم. خلاصه این عطش خرید شلوار جین چنان افتاده به جونم که بعد از 25 سال هنوز سیر نمیشم.
داشتم کمد لباسامو خالی می کردم تو چمدون که نجار فردا بیاد درهای کمدو رنگ بزنه که شمردم دیدم 17 تا شلوار جین دارم. باورتون میشه 17 شلوار جین در رنگهای آبی آسمونی تا سرمه ای و مشکی و طوسی . تازه سه تا هم تازه خریدم که هنوز تو نایلون نو هستن. از اونجایی که بنده در این موقع تعمیرات خونه بسی فیلسوف گشته ام نشستم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که آدمو از هر چیزی منع کنن تشنه تر میشه. اگه اون موقع اونقدر ما رو از شلوار جین منع نمی کردن شاید من به این مرض خرید و پوشیدن شلوار جین مبتلا نمی شدم. نکنین با بچه هاتون. منعشون نکنین. بذارین هر چی دوست دارن بپوشن وگرنه آدم مریض روانی حال بهم زنی مثل من میشن J
زن کویر نوشت : قبلا نوشته بودم چه لیدی رنگی رنگی هستم. یه شلوار جین زردرنگ خریدم مثل ماه. با کتونی صورتی عشقم و مانتو سبز و شال سبز و زردم پوشیده بودم اومده بودم سر کار. از نگاههای متعجب همکاران که بگذریم ، عصر که برگشتم رامبدم تا منو دید گفت مامان چه جوری روت شد اینجوری لباس بپوشی بری سر کار ؟ گفتم مگه چیه ؟ گفت اصلا خوشم نیومد. بعدشم سرشو به نشونه ناامیدی از من تکون داد و رفت.
سوال نوشت : شما چه لباسی را برای اولین بار پوشیدین که هنوز یادتونه ؟ اصلا محدودیتی داشتین ؟

نوشته شده توسط زن کویر در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶
|
زن کویر...
ما را در سایت زن کویر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 194
تاريخ: دوشنبه
26 تير
1396 ساعت: 6:53