خروک مُخواست بُخُسبه شکر خدا که افتید

خرید بک لینک
داشتم چس ناله می کردم که پیر شدم و فیلان و بیسار، یه مشکل دیگه پیدا شد. اولش کمی درد و خارش روی سینه چپم بود بعدش تبدیل شد به دردی غیر قابل تحمل و یه غده اندازه گردو. خب می دونستم که غده دردناک مطمئنا سرطان نیست ولی دردش... وای از دردش. یعنی لباسم که بهش مالیده میشد اشکم در میومد. اضافه کنین خونریزی و دل درد و سردرد و سرگیجه و گُر گرفتگی. دیگه حالی به آدم می مونه نه والا.

دو ساعت ترافیک رفت و یک ساعت و چهل دقیقه ترافیک برگشت و سه ساعت معطلی تو مطب متخصص فقط برای دو دقیقه معاینه و نوشتن کلی آزمایش و سونو و ماموگرافی و تست پاپ اسمیر(؟؟؟؟نمیدونم درستش چیه) و دادن پول ویزیت. تمام دو روز آخر هفته را تو تخت خوابیدم و درد کشیدم و چشام از سر دردباز نشد. خوبیش این بود که سعید آخر هفته ای اومد و خیالم از بابت بچه ها راحت بود.

دیروزهم از صبح زود با وجود سرگیجه و سردردی که داشتم رفتم آزمایش خون و سونو و مامو و کوفت و زهر مارای دستوری پزشک. و با دنیایی خستگی و درد بیشتر برگشتم خونه و به خودم مرخصی دادم.

تو راه داشتم فکر می کردم چرا زنان وقتی مسئول یه کاری میشن اینقدر مهر و محبت زنانگیشونو فراموش می کنن؟ دکتر زنان جواب سوالای آدمو سر بالا میده و تو هنگام معاینه چنان اون دستگاه سرد و سفت لعنتی را تو آدم فرو می کنه که تا فیهاخالدون آدم درد می گیره. زن مسئول مامو گرافی بدون ذره ای مهر و احساس اینکه با بدن یه آدم زنده طرفه، سینه ها را می کشه می بره زیر دستگاه. وقتی هم میگی درد داره میگه همینی که هست. دخترک مسئول آزمایشگاه چنان سرنگ خون گیری را بی مقدمه تو رگت فرو می کنه که برق از سرت می پره و واااای از دکتر سونوگرافی داخلی که وقتی اون دستگاه سفت و بلندش را فرو کرد تو رحمم صدای فریادم تمام مطبو پر کرد و اشکم سرازیر شد.

من آدم لوسی نیستم. تحمل دردم خیلی بالاست. واقعا میگم. ولی نمیشه قبلش آدمو آماده کنن؟ یه ندایی بدن که داریم باهات فلان کارو می کنیم؟ لبخند و مهرشون بخوره تو سرشون. همین کارا را قبلا بارها آقایون برام انجام دادن ولی با طمانینه بیشتر و آرامش. بعدش فکر کردم یه خشم نهفته تو وجود زنان هست. خشمی که اول صبح شنبه بعد از دو روز تعطیلی و استراحت هنوز تو وجودشونه. بهانه ای ندارن که خسته ان و مریض زیاده. اول صبح شنبه هست. پس چرا به همجنس خودشون رحم ندارن. میشه به خاطر عقده های فرو خورده باشه؟ یعنی زنها حتی اگه پزشک متخصص باشن بازم زیر دست یه مرد دیگه به اسم پدر یا شوهرن. جامعه هم بچشم زن بهشون نگاه می کنه نه دکتر. برای همین همیشه پر از عقده و خشمی پنهانن. میشه به این دلیل باشه؟ نظرتون چیه؟ شما هم تجربه های مشابه دارین؟

مریض نوشت: ممنون از احوالپرسی هاتون. درد های شدیدی داشتم . استراحت کردم. داروهامو خوردم. و امروز بهترم. دکتر هم حرف جدیدی نگفت. منتظر جواب آزمایشات می مونیم. اهان اون غده دردناکه را گفت احتمالا عفونته ولی دکتری که سونوگرافی کرد (دکترن یا لیسانس ؟ نمیدونم ) گفت کیسته. خلاصه یا کیسته یا عفونت. شانس که نداریم یه غده پر از پول دربیاریم که . اون وقت دردش هم تحمل می کردم مثل عسل:)

سوال نوشت: چرا همه آدمها فکر می کنن دکتر خودشون بهترین دکتر عالمه؟ تا به یکی میگی مریضم می گه دکترت کیه و شروع می کنه از دکتر خودش تعریف کردن. بابا نکنین. اینهمه توهم برندارین که بهترین دکترو دارین. قبول دارم که دکتر خوب در درمان بیماری موثره ولی این دلیل نمیشه دکتر شما از آسمون افتاده باشه زمین. من حساسم یا شما هم از این رفتارای متوهمانه بدتون میاد ؟

ناسیونال نوشت: با کمال شرمندگی و تاسف من بجز سرماخوردگی و بیماریهای پیش افتاده تا حالا تو تهران دکتر نرفته بودم. دکتر زنان و زایمانم فقط یزده و نمیدونم چرا اینقدر به دکترای یزد اعتماد دارم البته قدیمیاشون. خلاصه به هر کی می گم تو تهران دکتر زنان ندارم بهم می خنده و سریع می خواد دکترشو بهم معرفی کنه

عنوان نوشت: یه مثل یزدی که میگه خره دلش می خواست بخوابه از بس تنبل بود ، خدا را شکر کارش راحت شد و افتاد. (اون خره منم)


برچسبها: زن, بیماری
image نوشته شده توسط زن کویر در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ |
زن کویر...

ما را در سایت زن کویر دنبال می‌کنید

برچسب: مُخواست,بُخُسبه, نویسنده: بازدید: 505 تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 9:01

صفحه بندی