پیامبری که وعده های بهشتش تو همین دنیاست

خرید بک لینک
دو تا خیار تازه و خنکِ از یخچال در اومده را با پوست توی یه کاسه سفالی پر از ماست می ماس پر چرب ،رنده کنین. یه کم نعناع خشک ، ریحون خشک ، مرزه خشک ، زیره و دو سه تا تا گردو را توش خرد کنین. کمی نمک و فلفل بزنین و یه مشت کشمش هم بهش اضافه کنین و خوب به هم بزنین . دوتا قالب کوچیک یخ بندازین توش. حالا دو تا خوشه انگور زرد نگینی را که گذاشتین تو کاسه آب خیس بخوره ، خوب بشورین و تو یه بشقاب یا کاسه خوشگل بذارین.

چهار تا لیوان آرد ، یه قاشق پودر خمیر ترش (از سوپری ها بخرین) ، کمی نمک و آب به میزان کافی را با هم مخلوط کنین و خمیرتون که حاضر شد بزارین یه جای گرم برای دو سه ساعتی بمونه. بعدش خمیر را به چونه های کوچیک تر تقسیم کنین و هر چونه را با وردنه صاف کنین و هر نوع سبزیجات خشک دوست دارین روش بریزین و بدون روغن و هر چیز اضافی ، بندازین تو این ماهیتابه چدنی ها هست که در داره ، آهان ، درش را ببندین و وقتی بوی مست کننده نون تازه پیچید تو خونه ، خمیر نیمه پخته را برگردونین تا هر دو طرف نون پخته بشه.

حالا یه سفره خوشگل پارچه ای پهن کنین. ظرف ماستو بذارین وسط سفره ، بشقاب انگور هم بذارین کنارش ، به تعداد افراد خونواده نونهای کوچیک یه نفره بپزین و بیارین سر سفره ، اگه سبزی خوردن تازه هم دارین که نور علی نوره. اون وقت تلویزیونو خاموش کنین ، موبایلها را بندازین کنار ، بشینین کنار هم دور سفره ، تو چشمای هم نگاه کنین ، برق جوونی و پاکی و معصومیتو تو چشای بچه هاتون ببینین ، مهر و محبت و عشقو تو چشای همسرتون تماشا کنین ، به هم گوش کنین ، به هم نگاه کنین ، گل بگین و گل بشنوین و نون ماست و انگور بخورین. من اگه پیامبر می شدم به مردمم به جای وعده بهشت و مائده های بهشتی و حوری و غلمان ، وعده یه همچین سفره و نون ماستی با عزیزان می دادم.

زن کویر نوشت : این نون ماست را امتحان کنین . محشره. مائده بهشتیه.

آشپز نوشت : دو تا لیوان آرد و نصف لیوان روغن زیتون یا کنجد ، نصف لیوان شیر و یه تخم مرغ و یه قاشق چایخوری پودر خمیر ترش و یه قاشق نمک را با هم مخلوط کنین. با دستاتون خمیرو حسابی مشت و مال بدین. اینکار واقعا لذتبخشه.یه خمیر چرب و خوشگل و مامانی و یکدست بدست میاد. روش را یه حوله یا دستمال بندازین و بذارین یه ساعت بمونه. تو این یه ساعت یه آهنگ قشنگ بذارین که خونه بوی احساس بگیره. جوجه هاتونو صدا کنین بیان تو آشپزخونه که جیک جیک کنن و دور و برتون شلوغ باشه. دو تا سینه مرغ را باریک باریک ببرین. تو روغن خوب تفت بدین. پیاز داغ ، نمک و فلفل و پاپریکا و فلفل قرمز هم اضافه کنین. وقتی مرغا خوب سرخ شدن ، یه استکان کوچیک آب اضافه کنین و در قابلمه را ببندین و بذارین یه ربع بپزه. تو این فاصله هم یه چای بریزین و با جوجه هاتون از کارهای امروز تو شرکت و اتفاقاتی که افتاده حرف بزنین. دورو برتون احساس زندگی نمی کنین ؟ درِ خونه که به صدا میاد و همسرتون هم وارد میشه جوجه ها را بسپرین به اونو برین سراغ خمیرتون. (دیگه حداقل یه ساعت باید بمونه). زیر مرغتونو خاموش کنین. خمیر را بیارین بزارین روی تخته ای که کمی ارد روش پاشیدین. قابلمه را هم آب کنین و بذارین جوش بیاد. یه قاشق نمک و روغن زیتون هم تو آب بریزین.

خب بریم خمیر بازی. خمیر را با وردنه حسابی نازک کنین. خیلی نازک. تو همین حین هم بچه ها هی میان میگن ما هم می تونیم خمیر بازی کنیم ؟ یه وقت نگین نه ها. بگین بعله عزیزم بیا امتحان کن. بذارین انگشتاشون آرد و خمیر و لمس کنه ، بوی آرد را بفهمن. دستاشون آردی و چرب و چیلی بشه. مزه اش به همینه . تجربه های مشترک.

بعدش خمیر نازک پهن شده را با چاقو به صورت نوارهایی به پهنای 1.5 سانت ببرین. حالا دیگه آب هم جوش اومده. خب نوارهای پاستای خونگی را بندازین تو قابلمه آب جوش. بذارین ده دقیقه پخته بشن. اگه خمیرتونو خوب درست کرده باشین ، اصلا بهم نمی چسبن. خب تو این ده دقیقه چیکار کنیم ؟ بچه ها و همسر که دارن با هم حرف می زنن . شما هم چند تا قارچ بردارین و خرد کنین و تو کمی کره بذارین حسابی تفت داده بشن و آبشون خشک بشه. کمی نمک و پودر آویشن بهش اضافه کنین. واویلا بوی این غذا محشره. (اگه سیر دوست دارین ، سیر هم بهش اضافه کنین. اَه اَه اَه)

زیر مرغ را روشن کنین. پاستا حاضره. پاستاها را از آب در بیارین و بریزین روی مرغا ، قارچها را اضافه کنین ، یه قاشق مایونز برای طعم دهی ، دو تا قاشق خامه برای ملس شدنش و پنیر پارمزان رنده شده را اضافه کنین . همه را روی شعله کم به هم بزنین. بچه ها و همسرتونو صدا کنین. "آهای اهالی خونه شام حاضره ، میزو بچینید". تو چند دقیقه یه کار گروهی خوشگل و مامانی شکل می گیره. بشقاب و ظرف سالاد و لیوان و قاشق و . . .. میرن رو میز . شما هم پاستای مرغ خوشبو و خوش منظره تونو بریزین تو یه ظرف پیرکس یا هر چی دوست دارین ، خیلی کم پونه کوهی روش بریزین(پونه کوهی خیلی تنده و اگه زیاد بریزین بوی زننده ای پیدا می کنه). ظرف پاستا را ببرین سر میز ، تلویزون -موبایل خاموش. بازم تو چشمای هم نگاه کنین. بخندین. حرف بزنین. غذا را بکشین و نوش جان کنین. بعله اگه من پیامبر می شدم بازم این صحنه یکی دیگه از وعده های بهشتم بود.

توضیح : توی متن از کلمه همسر استفاده کردم. نگفتم شوهر. می دونین چرا ؟ چون لزومی نداره فقط زن خونه اینکارا را بکنه. می تونه گوینده این متن ، یه آقا باشه.

پیامبر نوشت : مردم خوبی باشین و بیاین به من ایمان بیارین . باشد که رستگار شوید.


برچسبها: زنانگی
image نوشته شده توسط زن کویر در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ |
زن کویر...

ما را در سایت زن کویر دنبال می‌کنید

برچسب: پیامبری,بهشتش,دنیاست, نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 19:26

صفحه بندی