وقتی که همه چیز دست به دست هم میده تا یه سوء تفاهم بزرگ درست بشه آدم نمیدونه چیکار باید بکنه. مدتیه که خبر دارم سعید توی کارش با مدیرعاملش مشکل پیدا کرده و به دنبال کار جدیدی می گرده. البته برای افرادی مثل من و سعید پیدا کردن کار جدید خیلی سخته. ما سابقه کارهای بالایی داریم و اکثر این سوابق هم مدیریته .پس برای کار جدید باید منتظر بشیم یه جایی یک پست مدیریتی خالی بشه تا بریم. پارسال اسفند ماه من هم که توی شرکت سعید بودم با همین مدیر عامل اختلاف نظر پیدا کردم و استعفا دادم و تا کار جدیدی پیدا کنم تقریبا 4 ماه طول کشید. هر چند واقعا خوش شانسی آوردم و دوباره تو همین حوزه نفت و گاز یک پست مدیریتی پیدا کردم. بگذریم. می خواستم بگم اعصاب سعید سر همین مسئله خیلی آروم نیست و برای منی که 22 ساله دارم باهاش زندگی می کنم کاملا روشنه که پشت اون قیافه خونسردش چه فشاری را داره تحمل می کنه.
از طرفی چند هفته ای هست که عصر ها وقتی از سر کار میاییم خونه دو تایی سریع آشپزی می کنیم و میریم جلوی تلویزیون تا دو تا سریال محبوبمون را که تازه خریدیم ببینیم. سریال lie to me و سریال house of the card . از نظر من اینکه هر روز با هم آشپزی می کنیم و بعدش با هم سریال می بینیم و درموردش حرف می زنیم خیلی شیرینه و حتی فکرشو هم نمی کردم که از نظر سعید کافی نبوده.
دیروز بعد از اینکه با هم کل خونه و اتاق خوابمون را تغییر دکوراسیون دادیم یادم افتاد که سیگارم تموم شده و از سعید خواستم که بره و برام سیگار بخره . وقتی سیگارمو آورد با خنده گفت بیا اینم سیگارت و منم با خنده گفتم کشتی منو از بس سرم منت میذاری. همین. که یک دفعه دیدم سعید با عصبانیت گفت تو حرف دلتو نمی زنی و تو منظورت از این حرف شوخی نبود و تو فکر می کنی که من لیاقت تو را ندارم و تو اصلا به حال و روز من این روزها توجه نمی کنی و ....من مثل یک آدم شوکه فقط نگاش می کردم. یعنی یک شوخی من اینقدر باعث عصبانیت اون شده بود ؟ خب مثل همیشه بعدش رفتم که بپرسم چرا اینقدر عصبانی شده که دوباره گفت ما با هم حرفی نداریم. ترجیح دادم بذارم چند ساعتی را دوتاییمون فکر کنیم و بعدش حرف بزنیم.
از طرفی دیروز صبح دوست عزیزم حمیدرضا برام پیامی فرستاده بود. و من در پاسخش نوشتم دلم برات تنگ شده و ای کاش تهران بودی (بندر عباس زندگی می کنه ). شب خیلی زود به خاطر سردرد شدیدی که از پنجشنبه داشتم قرص خوردم و رفتم بخوابم.
حمیدرضا با همه لطف و مهربونیش به محض دیدن پیام من رفته فرودگاه و اومده تهران و بعدش هم اومده خونه ما و دیده ای دل غافل من خوابیدم. صبح از همه جا بی خبر بیدار شدم که دیدم سعید توی تلگرام بهم پیام داده که تو وقتی با من دعوات شده به حمید رضا گفتی بیاد و به جای اینکه توی این شرایط با من حرف بزنی از دوستت خواستی بیاد و دلمو شکستی و .....
سوء تفاهم از این بد تر نمی شد.
زن کویر نوشت : هیچ وقت به یاد نمیارم که توی هیچ مشکلی فقط سعیدو مقصر دونسته باشم و بر عکسش در هر مشکلی همیشه انگشت اشاره سعید به سمت من بوده و هست. حالا هم که حالش به خاطر کارش بده بازم منو به خاطر بی توجهی مقصر می دونه در حالیکه نمیدونه من مدتهاست رزومه شو برای دوستانم می فرستم و حواسم بهش هست
زن نوشت : سعید دائما ابراز ناراحتی می کنه که چرا ما زیاد با هم حرف نمی زنیم. من واقعا نمیدونم بعد از 22 سال زندگی مشترک و اینکه هر شب با هم در مورد بچه ها و زندگیمون حرف می زنیم چه حرفی باقی می مونه که ما نزده باشیم !؟ و واقعا مگه میشه بعد از 22 سال همون شور و عشق اولیه را داشت ؟ یعنی میشه و من نمی تونم ؟ و نمی دونم ؟
دوست نوشت : از صبح دارم فکر می کنم من در مقابل این همه مهربونی و لطف حمید رضا چیکار کنم و چه طوری جبران کنم ؟ که با یک پیام من خودشو به آب و آتیش می زنه که برسونه ؟ آیا چنین دوستی همتا داره ؟
سوءتفاهم نوشت : یک ایمیل بلند بالا برای سعید نوشتم و فرستادم. سعی کردم بدون ناراحت کردنش بهش بگم که درکش می کنم و ازش بخوام که باور کنه درخواست من از حمید رضا قبل از دعوامون بوده .
تفاوت نوشت : چرا همسر آدم نمی خواد تفاوت های ما را درک کنه ؟ دلیلی نداره که وقتی دو نفر سالها با هم زندگی می کنن همه اخلاقاشون مثل هم باشه. منم نگران و ناراحت سعید هستم ولی به روش خودم. سعی هم می کنم که کمکش کنم ولی به روش خودم و نه اینکه جار بزنم. ضمنا سعید باید تا حالا فهمیده باشه که من آدم رفیق بازی هستم و دوستامو خیلی دوست دارم همونطوری که اون رفیق باز نیست . اینها تفاوتهایی هست که دیگه بعد از این همه سال باید شناخته شده باشه
واقعیت نوشت : و واقعیت اینه که مثل قدیمها هیچ عجله ای برای بهبود رابطه ندارم. بعد از 22 سال انرژی برام نمونده که بخوام خودمو ثابت کنم. از نظر سعید متهم هستم ؟ بذار باشم. دیگه بعد از این همه سال توضیح و تفسیر من خنده داره
زن کویر...
ما را در سایت زن کویر دنبال میکنید
برچسب: (11),(11) system call failed,(11)where isro situated,11 weeks pregnant,11 september,11 gamma blue,11 9 memorial,11 jordan,11 channel news,11 galaxy,
نویسنده:
بازدید: 184
تاريخ: چهارشنبه
17 شهريور
1395 ساعت: 1:11