
1. دیروز مدرسه رامبد دعوتنامه فرستاده بودن برای جلسه اولیا و خیلی هم اصرار کرده بودن که حتما یکی از والدین باید بیان. طبق معمول سعید قبول زحمت کرد و رفت. از بعد از ظهر دیدم تو کانال کلاس چهارمیها مامانای بچه ها دارن در مورد سخنران و سخنرانی عالی و به دردبخورش حرف می زنن. شماره تلفن سخنرانو رد و بدل می کردن و خلاصه خیلی خوششون اومده بود. از اونجایی که هیچ وقت قاطی داستاناشون نمیشم چیزی نپرسیدم. شب که سعید که به خونه اومد ازش پرسیدمxa0 حالا این آقای دکتر چی می گفت که اینقدر مادرا خوششون اومده بود...
ادامه مطلب