
شقایق که دانشگاه قبول شد برخلاف همه مادرای دیگه خوشحال نشد. چون دانشگاه آزاد قبول شده بود و میدونست که علی پولشو نمیده. یعنی نداره که بده و حاضر هم نیست کمی به خودش فشار بیاره تا مثلا با مسافر کشی عصرونه ، کمی به خرج تحصیل دخترش کمک کنه. خونه ما بود و در حالیکه زار زار گریه می کرد بهم گفت که شقایق دانشگاه آزاد قبول شده. خب شقایق مثل دلارام خودم بود. از بچگی کنار خودم و حتی تو خونه خودم بزرگ شده ب...
ادامه مطلب
شقایق که دانشگاه قبول شد برخلاف همه مادرای دیگه خوشحال نشد. چون دانشگاه آزاد قبول شده بود و میدونست که علی پولشو نمیده. یعنی نداره که بده و حاضر هم نیست کمی به خودش فشار بیاره تا مثلا با مسافر کشی عصرونه ، کمی به خرج تحصیل دخترش کمک کنه. خونه ما بود و در حالیکه زار زار گریه می کرد بهم گفت که شقایق دانشگاه آزاد قبول شده. خب شقایق مثل دلارام خودم بود. از بچگی کنار خودم و حتی تو خونه خودم بزرگ شده ب...
ادامه مطلب