زن کویر

متن مرتبط با «(13)permission denied» در سایت زن کویر نوشته شده است

(13)

  • نیلوبلاگ

    داشتم با عجله مواد الویه را با هم مخلوط می کردم. شام دیر شده بود و من اونقدر حواسم به جدول حل کردنم بود که نفهمیدم باید زودتر شام و ناهار فردا را درست کنم. داشتم سیب زمینی ها را رنده می کردم که تلفنم زنگ خورد. دستم بند بود و با توجه به اینکه کلا وقتی از سر کار به خونه میام موبایلمو جواب نمیدم ، توجهی نکردم. بلافاصله تلفن سعید زنگ خورد. خب تلفن سعید به من ربطی نداشت و خودش هم استخر بود. داشتم مرغ ها را ریش ریش می کردم که بازهم تلفن من و بعدش تلفن سعید زنگ خورد. دستم بند بود و توجهی نکردم. داشتم ن...

    ادامه مطلب